سلام بچه ها. قرار بود دیروز داستان کوتاه نیمکت رو بذارم که موفق نشدم. الان میخوام یه توضیحاتی بدم بفرمایید ادامه...
خوب داستان نیمکت رو دختری روایت میکنه که به دلیل اتفاقایی که براش افتاده فکر میکنه دو برادرش مردن که یه روز یه روانشناس میاد پیشش و اون اتفاقات رو بازگو میکنه که تازه اونموقع داستان رقم میخوره. ایده این داستان به خیلی وقت پیش برمیگرده و حدودا یک سال و نیم از تایپش میگذره و من اونموقع داستان طولانی نمینوشتم شاید یکمی بد باشه همین الان معذرت میخوام. بابت پوستر باید بگم اونموقع احتمال نمیدادم تو وبی نویسنده بشم بخاطر همین پوستر نساختم و اگه الان بخوام بسازم باید شخصیت های مرد تو پوستر باشن چون برا شخصیت های زن ظاهر در نظر نگرفتم. یه نکته رو بگم اول باید جنبه داشته باشید و بعد بخونید چون هیون و یونگی خیلی بد میمیرن. خب منتظر باشید به زودی پارت اولش رو میذارم...


طبقه بندی: Bench-Cindia،

تاریخ : یکشنبه 24 تیر 1397 | 03:20 ب.ظ | نویسنده : Cindia • | نظرات
.: Weblog Themes By SlideTheme :.
قالب میهن بلاگ : اسلاید تم | Weblog Themes By : SlideTheme.ir


  • عروسی ها